ابراهيم عاملي ( موثق )
381
تفسير عاملي ( فارسي )
حواله نكردن . سوّم - يعنى از دست قدرت و تسلَّط مسلمين تسليم بپرداخت جزيه بشوند كه به اين معنى مقصود از « يد » قدرت خواهد بود . چهارم - يعنى از احسان و گذشت مسلمين جزيه دهند و كشته نشوند و به اين معنى « يد » به معنى نعمت است . ابو الفتوح : در مذهب ما شيعه ها جزيه اندازه ى معيّن ندارد و امام آنچه بداند معيّن مىكند يا از نفرات و افراد و يا از اراضى و املاكشان . امام فخر : انس مالك گفت : پيغمبر ( ص ) بر هر نفر بالغ يك دينار ( كه پول طلاى آن دوران بوده است ) معيّن فرمود و عمر بر هر فرد فقير دوازده درهم ( پول نقره ى آن زمان ) معيّن كرد و بر مردم متوسّط بيست و چهار درهم و بر آنها كه مالدار و غنى شمرده مىشدند چهل و هشت درهم معيّن كرد و فقهاى ما معتقد شدهاند كه اندازه ى جزيه يك دينار است و اگر كسى راضى شد بيشتر بدهد بايد بر متوسّط دو دينار و بر ثروتمند چهار دينار معيّن كنند . « عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّه » 30 مجمع : كلمه ى « عزير » با تنوين و بىتنوين قرائت شده است . فخر : عبيد بن عمير گفته است مردى يهودى به نام فنحاص بن عازوراء عقيده داشته است كه عزير پسر خدا است . ابن عبّاس گفته است : عدّه اى از يهود حضور پيغمبر انجمن كردند و اعتراض نمودند كه چگونه تو را راستگو بدانيم با اينكه قبله ى ما را رها كردى و منكر هستى كه عزير پسر خدا باشد ؟ اين آيه به جواب آنها نازل شد و قول ديگر آن است كه اين عقيده از قديم ميان يهود بوده است چون بعد از كشتار بخت النّصر و اسارت يهود تورات نابود شد و عزير آن را براى ايشان خواند و نوشتند . و گفتند : تو كه اين اندازه با اطَّلاع هستى پس پسر خدا هستى ، و اگر چنين عقيده اى نمىداشتند در هنگام نزول اين آيه اعتراض مىكردند . « الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّه » 30 فخر و طنطاوى با اختصار : تا هشتاد سال پيروان مسيح به گفته ى آن حضرت رفتار مىكردند ، تا مردى يهودى بوليس نام با نيرنگهاى مخصوص خود را در نظر پيروان مسيح طورى معرّفى كرد كه او را يگانه فرد مسيحى